پلان راهبردی (استراتیژیک) پوهنتون پروان
پیشگفتار رئیس پوهنتون
الحمدُ للهِ ربِّ العالمين، حمدًا طيّبًا مباركًا فيه، كما يحبُّ ربُّنا ويرضى، والصلاةُ والسلامُ على أشرفِ الأنبياءِ والمرسلين، سيّدِنا محمّدٍ وعلى آلهِ وصحبِه أجمعين.
و اما بعد!
پلان راهبردی (استراتیژیک) حاضر، فعالیتهای توسعهای پوهنتون پروان را برای پنج سال آینده (1۴0۴ الی 1408 هجری شمسی) در بخشهای علمی، زیربنایی، اداری-مدیریتی و امور محصلان، بر بنیاد پلان راهبردی (استراتیژیک) وزارت محترم تحصیلات عالی امارت اسلامی افغانستان تشریح مینماید.
پوهنتون پروان با درک رشد روزافزون علم در سطح جهان و در نظر گرفتن نیازهای اساسی افغانستان در راستای تولید دانش و تربیه نیروی کار متخصص، در تلاش است تا با تدوین یک پلان جامع و مؤثر، مسیر بهبود و توسعه پایدار خود را مشخص سازد. هدف اساسی این پلان، ایفای نقش فعال و مؤثر در راستای خدمت به ملت و دولت و ایجاد همکاریهای علمی و آموزشی با سایر نهادهای تحصیلات عالی مملکت میباشد.
بر بنیاد این پلان، پوهنتون پروان متعهد است تا برنامههای خود را در حوزههای مدیریتی، آموزش، تحقیق، ایجاد تفاهمنامههای علمی، تأسیس رشتهها و برنامههای تحصیلات عالی (ماستری/ فوق لیسانس)، ایجاد پوهنحیهای جدید (مانند طب و اداره عامه به عنوان نیازهای مبرم)، افزایش صنوف درسی، ساخت تعمیرهای جدید، تجهیز لابراتوارها، توسعه کتابخانه مطابق به نیاز پوهنتون، ایجاد مراکز تحقیقاتی، ارتقای ظرفیت علمی استادان و کارمندان و استقرار میکانیزمهای شفاف و پاسخگوی، گسترش دهد.
مایهی افتخار است که پوهنتون پروان توانسته است با تطبیق موفقانهی پلانهای گذشته، چالشها و مشکلات عمدهای را برطرف سازد و تغییرات اساسی در ساختارهای علمی و زیربنایی خود به وجود آورد. این پوهنتون همواره در صدد است تا با تحول در سیستم مدیریت و رهبری و گسترش ارتباطات علمی در سطح داخلی و بینالمللی، به اهداف بلندمدت و توسعهمحور خود نایل آید.
با وجود برخی چالشها، از جمله کمبود صنوف درسی امید میرود با بهرهگیری از فرصتها و ظرفیتهای موجود و استفاده مؤثر از نقاط قوت، بتوان ضعفها را نیز برطرف نمود.
در پایان، از اساتید گرامی، محصلان عزیز و سایر نهادها و شخصیتهای بیرون از پوهنتون، صمیمانه تقاضا مینماییم تا با ارائه نظریات سازنده و رهنماییهای علمیشان، ما را در غنامندی و بهبود هرچه بیشتر پلانهای آینده یاری رسانند.
با احترام
دکتور محمد عزیز کاظم
رئیس پوهنتون پروان
مفاهیم
1- برنامه: برنامه به مجموعه اقدامهایی گفته میشود که به شکل آگاهانه تهیهشده و برای رسیدن به هدف یا اهداف خاص اتخاذ میگردد. به عبارت دیگر، برنامه نقشۀ راه برای بدستآوردن هدف یا اهدافی است که تخصیص منابع ضروری، تقسیم اوقات، وظایف و عمل کردهای دیگری را مشخص میکند.
در تدوین برنامه باید به این سوالات جواب اریه شود: چه چیزی، باچه هدفی، توسط چه کسی، در کجا، در چه مدت زمانی، با کدام منابع، با چه تأثیری و چگونه انجام میشود.
2- راهبرد (استراتیژی): راهبرد (استراتیژی) طرحی است که براساس یک طرزتفکر و اندیشه برای رسیدن به اهداف پوهنتون تدوین میشود. به عبارت بهتر، استراتیژی طرح جامعی است که هدفها، پالیسیها برنامهها و زنجیرههای عملیاتی یک پوهنتون را در قالب یک کل بهم پیوسته با یک دیگر ترکیب میکند.
3- برنامۀ راهبردی (استراتیژیک) : برنامۀ راهبردی (استراتیژیک) عبارت از خلاصۀ مراحل طراحهشده و اهداف کلی پوهنتون نسبت به اهداف بخشها یا دیپارتمنتها است که به صورت جامع تدوین میشود.
4- برنامهریزی راهبردی (استراتیژیک): برنامهریزی راهبردی (استراتیژیک) علم و هنر مجموعهای از تصمیمها و اقدامهای مدیریتی است که با توجه به عوامل محیطی برای رسیدن به اهداف تدوین، اجرا و ارزیابی میشود.
5- تدوین: مرحله اول برنامهریزی راهبردی (استراتیژیک)، تدوین است که شامل دیدگاه، ماموریت، ارزشها، اهداف، تحلیل عوامل محیطی (داخلی و خارجی) تعیین حالت راهبردی (استراتیژیک)، انتخاب راهبرد(استراتیژی)های ممکن و تعیین اولویت راهبردها(استراتیژیها) میشود.
6- اجرا: مرحلۀ دوم برنامهریزی راهبردی (استراتیژیک)، اجرای راهبرد (استراتیژی) میباشد که شامل تعیین اهداف کوتاه مدت، برنامۀ عمل سالانه، تدوین بودیجه، تجدید یا طراحی ساختار پوهنتون، تدوین پالیسیهای اجرایی، انتخاب سبک رهبری پوهنتونها و تخصیص منابع میشود.
7- ارزیابی: مرحلۀ سوم، ارزیابی راهبرد (استراتیژی) است که نیاز به ایجاد یک میکانیزم برای تطبیق عملکرد پوهنتون با معیارها و پالیسیهای وزارت تحصیلات عالی میباشد.
8- دیدگاه: دیدگاه یا آرماننمایی از مسیر آتی و خط سیر کار و بار پوهنتونها را نشان میدهد. به عبارت دیگر، آرمان یا چشمانداز، تصویر ذهنی یا جسمی است از آنچه که فرد یا پوهنتون میخواهد. در یک تعریف دیگر، چیزهای که فرد یا پوهنتون میخواهد به شکل عینی و ملموس بدست آورد که در ذهن شنونده نیز تصویر واضح و روشن ایجاد میکند.
9- مأموریت: ماموریت، مقصود و دلیل وجودی پوهنتون را بیان میکند. ماموریت نشان دهندۀ علت و فلسفه وجودی آن پوهنتون است که همان هدف نهایی پوهنتون را نشان میدهد. پس بیانیه ماموریت، هویت یک پوهنتون را در قالب واژهها بیان میکند. در یک تعریف دیگر، مأموریت سندی است که یک پوهنتون را از سایر پوهنتونهای مشابه متمایز مینماید. ماموریت، از رأس هرم پوهنتون نشأت گرفته و به تمام سطوح پوهنتون نفوذ میکند. بیانیۀ ماموریت، باید روشن، شفاف و به تمام سطوح پوهنتون قابل فهم بوده و مورد قبول قرار گیرد.
10- اهداف: منظور از تعیین اهداف، تبدیل بیانیۀ مأموریت و دیدگاه راهبردی (استراتیژیک) پوهنتون، به مقاصد کاربردی و نتایج پوهنتون است. به طور کلی، هدف عبارت از نقطهای است که کوششها معطوف به رسیدن به آنها میشود. اهداف، باید دستیافتنی، چالشبرانگیز و دارای بعد زمانی باشد و مراحل و شیوۀ تحقق آنها نیز مشخص باشد؛ در کنار موارد یادشده اهداف پوهنتون نباید زیاد باشد.
11- ارزشها: ارزشها، اصول اعتقادی پویا و اساسی پوهنتون است. ارزشها ، بایدها و نبایدهای پوهنتون اند که آرمانها و مأموریت برمبنای آنها تدوین میشود. به طور کلی، ارزشهای پوهنتون، اصولی هستند که رهنمودهایی برای مسیر حرکت و رشد، تصمیمگیری و رفتارها در پوهنتون ارائه میکنند.
12- ماتریکس تحلیل عوامل داخلی ( IFEM)Internal Factor evaluation Matrix): عوامل داخلی مولفههایی هستند که مربوط به درون پوهنتون بوده و برخلاف عوامل خارجی زیر کنترول مدیریت سازمان میباشند و به دو دسته، قوتها و ضعفها تقسیم میشوند که از طریق ماتریکس تحلیل عوامل داخلی تجزیه و تحلیل میشوند.
13- ماتریکس تحلیل عوامل خارجی ( EFEM) External Factors Evaluation Matrix): تجزیه و تحلیل محیط کلان پوهنتون، فرایند بررسی، مشاهده و تفسیر فرصتها و چالشهای ایجادشده برای پوهنتون از سوی عوامل کلان محیطی است. براین اساس، پوهنتون با توجه به تجزیه و تحلیل محیط کلان، بین المللی و تحولات در حیطههای مختلف اقتصادی، سیاسی، قانونی، اجتماعی، فرهنگی، فنآوری و بین الملل را زیر نظرگرفته و مورد کنکاش قرار میدهد که باتوجه به ماتریکس تحلیل عوامل خارجی مطالعه و تجزیه و تحلیل میشود.
یکی از بزارهای مناسب برای تطبیق یا مقایسه، مطالعه عوامل داخلی و خارجی است که زمینهساز تعیین حالت استراتیژیک پوهنتونها شده و راه را برای انتخاب مناسبتر مساعد میسازد.
14- تحلیل سوات SWOT: سوات SWOT یعنی قوتها Strengths ضعفها Weaknesses فرصتها Opportunities و چالشها Threats است این روش، یکی از ابزارهای تدوین راهبرد (استراتیژی) است با استفاده از این تحلیل، این امکان حاصل میشود که نخست به تجزیه و تحلیل محیطهای داخلی و خارجی پرداخته و دوم تصمیمهای استراتیژیکی اتخاذ نمود که قوتهای سازمان را با فرصتهای محیطی متوازن سازد نقطۀ قوت، عبارت است از شایستگی ممتازی که به وسیلۀ آن، پوهنتون میتواند در زمینههایی مانند: نوع منابع مالی، تصویر مثبت ذهنی میان خریداران، روابط مثبت با تأمین کنندگان و مواردی از این دست نسبت به رقبا برترباشد. نقطه ضعف، نوع محدویت یا کمبود در منابع، مهارتها و امکانات توانایی است که به طور محسوس مانع عملکرد اثر بخش سازمان میشود . فرصت، عبارت است از هر عامل خارجی که به سازمان در نایلشدن به ماموریتش کمک کند. به عبارت دیگر، فرصت ظرفیت نهفتهای است که بهرهگیری از آن، سازمان را در جهت مثبت رشد خواهد داد و استفاده از آن مزایای قابل ملاحظهای برای سازمان خواهد داشت. در نهایت تهدید، میزان موفقیت نامطلوبی در محیط خارجی سازمان است. مانند قدرت چانهزنی خریداران یا تأمین کنندهگان کلیدی تغییرات عمده و ناگهانی تکنولوژی و مواردی از این است که میتوانند تهدید عمدهای در راه موفقیت سازمان باشد.
15- راهبرد(استراتیژی) تهاجمی (OS): در قالب این راهبردها(استراتیژیها)، سازمان با استفاده از نقاط قوت داخلی میکوشد از فرصتهای خارجی بهرهبرداری کند.
16- راهبرد (استراتیژی) محافظه کارانه (ow): هدف از راهبرد (استراتیژی) بهرهبرداری از فرصتهای موجود در محیط خارج برای تبدیل نقاط ضعف داخلی به قوت است.
17- راهبرد (استراتیژی) رقابتی(ST): پوهنتونها در اجرای این راهبردها(استراتیژیها)، میکوشند تا با استفاده از نقاط قوت، اثرات ناشی از تهدیهای موجود در محیط خارج را کاهشدهند، یا آنها را از بینببرند.
18- راهبرد (استراتیژی) تدافعی (WT): سازمانهای که این راهبردها(استراتیژیها) را به اجرا در میآورند، حالت تدافعی به خود میگیرند و هدف کم کردن نقاط ضعف داخلی و پرهیز از چالشهای ناشی از محیط خارجی است.
ماتریکس برنامهریزی راهبردی (استراتیژیک) کمی (QSPM) Quantitative Strategic Planning Matrix: با استفاده از این روش، گزینههای گوناگون راهبردها(استراتیژیها) شناسایی شده و در مرحله تطبیق، مورد ارزیابی قرار میگیرد. این ماتریکس برای هر راهبرد (استراتیژی)، تعیین اولویت میکند. مدیران و برنامهریزان سازمان، با توجه به جذابیت نسبی راهبرد (استراتیژی)ها و تعیین اولویتبندی آنها، در مورد انتخاب بهترین راهبرد (استراتیژی)، تصمیمگیری مینمایند. این روش، در مرحله تصمیمگیری به عنوان یک چارچوب تحلیلی مورد استفاده قرار میگیرد. با استفاده از این روش، میتوان راهبرد (استراتیژی)های گوناگونی را که از جمله راهبرد(استراتیژی)های مناسب اند، مشخص کرد و مناسبترین آنها را انتخاب نمود.
جهت دریافت خلاصه پلان راهبردی (استراتیژیک) پوهنتون پروان اینجا کلیک کنید